خرید بک لینک

درباره سایت

وراجی

آخرین مطالب

امکانات وب

سالها قبل٬ از اینکه سنم داشت بالا میرفت نگران بودم میترسیدم٬ دلم میخواست توو همون سنین بیست و چند سالگی بمونم ولی مثل چشم برهم زدنی گذشت! هرازچند گاهی بزرگ شدن رو در خودم حس میکردم یعنی وقتی به ایام گذشته فکر میکردم متوجه اشتباهاتم میشدم گر چه در همان زمان فکر میکردم درست ترین تصمیمو گرفتم ٬ رو نظرم هم پافشاری میکردم ولی چند سالی که از اون ماجرا میگذشت روزگار به من میفهماند که اشتباه کرده ام کم کم داشتم اعتماد به نفسمو از دست میدادم که به نتیجه ی دلگرم کننده ای رسیدم اینکه اشتباهاتم و پی بردن به آنها نشونه ی تکامل منه دارم پخته میشم فکر کنم. + نوشته شده در شنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۵ساعت 19:4ادامه مطلب

برچسب: پختگی, نویسنده: آتنا بهرامی تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 4:36

چقد دلم میخاد بنویسم اینقد بنویسم که حرفای توو سرم تموم شه همشونو بریزم بیرون و راحت بشم بعد با یه دستمالی که نمدارش کردم توو سرمو گرد گیری کنم تا برق بزنه .یه مدت با کله ی خالی زندگی کنم آخی چه کیفی داره! خسته شدم اینقدر حرف ٬ گلایه٬ چه کنم چه کنم چپوندم تو سرم خسته شدم.
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم شهریور ۱۳۹۶ساعت 1:50 توسط مهتاب |

برچسب: وراجی, نویسنده: آتنا بهرامی تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 4:36

صفحه بندی